تبلیغات
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد - مسافر اتوبوس (طنز)
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
هر چی شما بخواید!!!!!!!!!!!!!
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



خوش باشید
این مکان مخصوص شماست
فقط نـــــــــــــــــــــظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : مرد یخی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد قالب این وبلاگ چیه؟







یکی از دوستام تعریف می کرد : “با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء ۵-۶ ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم کرمم گرفت ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم.

یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی.

خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره رفتم…سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن.

اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی…




بقیه داستان در ادامه مطلب

رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته چی بود؟

گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه میخوره!!!خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم.خیلی به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟گف بله و یکی داد..رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین. الا و بلا که امکان نداره دستمو رد کنین.خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام . ده دقیقه طول نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!!منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به خرج دادم! یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت…! بعد منو صدا کرد جلو گفت این چی بود دادی به خورد من؟ گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو داشتم! کار همین شکلاته بود!شما درکم نمیکردین! خلاصه راننده هر یه ربع نگه میداشت منو صدا میکرد میگفت هی جوون! بیا بریم!



نتیجه اخلاقی : وقتی دیگران درکتون نمی کنند ، یه کاری کنید درکتون کنند.!!!






نوع مطلب : مطالب با حال، داستان طنز، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، داستان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 آذر 1391
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 01:20 ب.ظ
Very energetic post, I enjoyed that a lot.
Will there be a part 2?
شنبه 18 شهریور 1396 09:02 ق.ظ
If you want to take much from this paragraph then you have to apply
these methods to your won website.
سه شنبه 6 تیر 1396 02:18 ق.ظ
Loving the information on this site, you have done outstanding job on the content.
دوشنبه 5 تیر 1396 05:58 ب.ظ
For the reason that the admin of this site is working,
no question very soon it will be famous, due to its
quality contents.
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:15 ب.ظ
What's Happening i am new to this, I stumbled upon this I have discovered It absolutely helpful and it has aided me out loads.
I am hoping to give a contribution & assist other users like its aided me.
Great job.
چهارشنبه 29 آذر 1391 11:01 ب.ظ
کلی خندیدم
خیلی قشنگ بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

کد آمارگیر