تبلیغات
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
هر چی شما بخواید!!!!!!!!!!!!!
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



خوش باشید
این مکان مخصوص شماست
فقط نـــــــــــــــــــــظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : مرد یخی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد قالب این وبلاگ چیه؟







*ابوالقاسم هبة الله بن الحسن منصور الطیری اللالکایی

   از طبرستان مهاجرت کرد به جانب بغداد از ابی حامد الاسفراینی و از وزیر عیسی بن علی بن عیسی و غیره اجازه روایت گرفت و خطیب بغدادی از او اجزه روایت گرفت.

   فوت سال 418 هـ ق برابر 1027 م در دینور ، او صاحب کتاب شرح السنه و معرفة الاسماء میباشد.

منابع :

تاریخ بغداد – هدیة العارفین – تاریخ الترات العربی اثر فواد سزگین

 

*محمد حفض ساروی

   ابومحمّد الخلال محمد بن حفض ساروی از زمان به دنیا آمدن و درگذشت او آگاهی در دست نیست امّا به اعتبار کتاب الانساب سمعانی میتوان دریافت که او از دانشمندان سده پنجم هجری میباشد.

   نقل است که محمد بن حفض ساروی به سعید بن سعد الجرجانی و همشهری خودش ابوبکر احمد بن الحسیت ساروی القمری اجازه روایت داد.

منبع :

الانساب ، سمعانی 3/250

 

*عبدالجبار ساروی

   ابوالحسن عبدالجبار پسر محمد پسر علی ساروی الخیزرانی او از دانشمدان فقه و از جمله ادیبان بوده است در ساری نزد ابومحمد پسر ابویحیی فقه را آموخت در مناظره چیره بود.

   درگذشت او در ماه صفر سال 458 هـ ق بوده و به مدت 73 سال عمر کرد.

منبع :

الانساب سمعانی 3/250

 

 

 

*محمد بن جریر طبری

   سه تن از دانشمندان بلندآوازه مازندران به نام محمد بن جریر طبری است.

1-محمد بن جریر طبری صاحب تاریخ الرسل و الملوک مشهور به تاریخ طبری بوده و آملی است.

 

2-محمد بن جریر طبری:

   کنیه او ابوجعفر و معروف به ابن رستم ، دانشمند شیعی مذهب مازندرانی است و به کـبـیـر ملقب بوده که در سال 310 هـ ث درگذشت.

   ابوجعفر دانشمند فقیه اهل بیت(ع) و پژوهشگری بنام بوده که در روایت ها آمده به محضر امام رضا(ع) حضور یافت.بعضی او را آملی دانسته اند اما ابن اسفندیار(فوت 613 هـ ق) صاحب کتاب ارزشمند تاریخ طبرستان که او را پدر تاریخ مازندران میدانند،او را ساروی میداند و با پسوند "الساروی" او را معرفی میکند.

   مشهورترین آثار این دانشمند شیعی عبارتند از :

آداب الحمیدة – الایضاح در امامت – دلائل الامامیة – المسترشد – حذّ و النّعل بالنعل .

 

3-محمد بن جریر طبری :

محمد بن رستم معروف به محمد بن جریر طبری دویست سال با طبری اول و یکصد و پنجاه سال با طبری دوم اختلا زمان دارد و همزمان با شیخ طوسی (متوفی 460 هـ ق) و نجاشی ( متوفی 450 هـ ق) است.

منابع :

ابن اسفندیار – تاریخ تبرستان  دانشمندان و رجال مازندران (مهجوری) صــ 77 – معجم الادباء 4/193

 

 

*ابوالعباس احمد الناطّقی الطبری

   المناطقی از علمای اهل سنت حنفی بوده که تاریخ ولادت او نامعلوم است.

   آثارش نشان دهنده تسلط او بر فقه حنفی بوده است . وی در سال 446 هـ ق درگذشت.

   از آثار مهم او :

الاحکام فی فقه حنفی در 28 باب – خزانة الواقعات فی الفروع – الاجناس فی الفروع – الهدایة فی الفروع

منابع :

مفتاح السعادة – طاش کبری – معجم المولفین 2/140

 

*قاضی ابواسحاق ابراهیم ساروی المطهّری

   امام کـبـیـر ، شیخ شافعی ابواسحق ابراهیم بن محمد بن موسی السّاروی مطهر از توابع ساری سال 360 چشم به جهان گشود . ابومحمد بن ابی یحیی فقه اسلامی را نزد او فرا گرفت ، سپس وی ب بغداد رفت و در محضر ابوحامد اسفراینی ، ابولحسین لبان ، ابوحفص کتانی و ابوطاهر مُخلّص بهره گرفت و در مکه نزد ابوالعباس سنوی دانش آموخت.

   وی در گرگان نیز در مجلس درس ابونصر محمد بن ابی بکر اسماعیلی شرکت میکرد و سپس به زادگاهش ساری بازگشت و در آنجا به تدریس ادامه داد.

   ابواسحاق از سال 441 قاضی ساری شد و همچنین امام جماعت شافعیان گردید . وی در ماه صفر سال 458 بدرود حیات گفت . او آثاری در اصول و فروع دین نوشت.

منابع :

الانساب – معجم البلدان – اللباب و ...

 

 

 

 *ابواسحاق طبری 533-492

   ابراهیم بن علی بن الحسین الامام ابواسحاق الشّیبانی الطبری در پاره ای از منابع به جای حسین از کلمه محسن نام برده شده است.

   وی از رهبران دینی مذهب شافعی است که در مکه رئیس قضاء بود . او از مفسرین قرآن بوده است . او از عالم مشهور ابن الحدّاد حدیث نقل میکرد . ابواسحاق در سنین میانسالی و چهل و یکسالگی درگذشت . ( تولد او942 ق - درگذشت 533 ق )

منابع :

طبقات المفسرین ، داوودی 15/1 - طبقات الشافعیه ، السبکی 34/7


*حسین طبری حنّاطی

ابوعبدالله حسین بن حسن طبری ، شافعی ، معروف به حنّاطی اهل طبرستان ازفقهای اهل سنت است .

او به بغداد رفت و همانجا فوت شد . تاریخ فوت او را بعد از 400 ق 1010 م نوشته اند در طبقات الشافعیع و کشف الظنون تاریخ فوت او 495 هـ ق نوشته اند .سمعانی در کتاب انساب آورده است که شاید بدلیل خرید و فروش ( الحنطـه ) ( گندم فروش )بوسیل بعضی نیاکانش به حنّاطی مشهور شده اند . قاضی ابوالطیب طبری و ابومنصور شعیب رویانی از او اجازه روایت داشتند . از آثارش : اکفایة فی الفروق و الفتاوی

منابع :

کتاب خطی فی التراجم 1/9 - تهذیب الاسماء ، النّووی 254/2 و ...



*ابوخلف محمد طبری ( 470 هـ 1077 م )

   محمد بن عبدالمالک بن خلف طبری السلمی فقه شافعی و صوفی نام جدش سَلَم بود از این رو به سلمی آوازه یافت .

   وی از خود آثاری بجا نهاده از جمله :

   سلوةالعارفین و انس المشتاقین فی التصوف که در سال 459 به پایان برد و نیز الفقهی من انواع المقصود

منابع :

معجم المولفین 256/10 - طبقات الشافعیـه السبکـی 76/3 - هدیةالعارفین 73/2 و ...


*زین الدین عبدالجبار مازندرانی

   زین الدین عبدالجبار فقیه و مفتی اعظم مازندران بود که در حدود سال 500 ق درگذشت .

   کتاب الخلاصه در فرائض از آثار او میباشد .

منابع :

تاج التراجم صــ 4 - الجواهر المضیئه 294/1 - هدیة المولفین 79/5



*شیخ شهر آشوب

   او جدّ شهر آشوب مشهور صاحب معالم است . ابن کیاکی شیخ شهر آشوب بن ابونصر بن ابولجیش ساروی مازندرانی از محدئـیـن بزرگ و از اساتید نوه خود ابن شهر آشوب ساروی است ، او از دانشمندان اواخر قرن پنجم و ابتدای قرن ششم به شمار میرود ، از شاگردان شیخ طوسی است که از او اجازه روایت داشته .

منابع :

امل الامل - ریاض العلماء - معالم العلماء و ...


*حسین طبری (418-498 هـ )

   ابوعبدالله حسن بن علی بن حسین طبری الشافعی ( تولد 418 هـ ق = 1027 م ) فقیه ، محدث که فقه را در خراسان آموخت و در نظامیه به تدریس مشغول شد . سپس به مکّه آمد و در آنجا سکنی گزید . حسین طبری در مکه به سال 498 هـ ق برابر 1105 م وفات یافت . درس فقه را نزد ناصر بن حسین عمری آموخت و سپس به بغداد رفت و از مدرسن نظامیه بغداد گردید ( سال 483 هـ ق )

آثار : شرح الابانة که آنرا العدّه هم نامیده اند .

منابع :

   کشف الظنون - الوافی الصغدی - شذرات الذهب - طبقات الشافعیه السبکی و ...


*گُرده بازو

   پسر اسپهبد علاءالدوله شرف الملوک حسن از سلسله باوندیان است که در سده ششم هجری بهنگام حکمرانی پدر بر مازندران و در درگیری اسماعیلیان با سلجوقیان که به شدت در مذهب سنت تعصب داشتند شرکت جست . باوندیان مانع سلطه اسماعیلیه در مازندران بودنی و گُرد بازو در خراسان بهنگام بیرون آمدن از گرمابه بدست یکی از فدائیان اسماعیلیه به ضرب کارد کشته شد . او علاوه بر زورمندی و جنگاوری ترانه هم میسرود .

منابع :

دانشوران ساری ، حسین اسلامی


*تاج الملوک ( سده ششم )

   مرداویج پسر اسپهبد علاءالدوله حسن و برادر اسپهبد رستم شاه غازی ، از خاندان باوندی که بر مازندران حکومت راندند ، با استناد از تاریخ تبرستان ابن اسفندیار از شعر و ادب و سخنوری بی بهره نبود.

   وی به دلایلی از پدر و برادرش ناراحت شد و برای کمک گرفتن به ترکمانان مهاجم و اشغالگر ایران سلطان سنجر سلجوقی روی آورد و به همین دلیل در منطقه جنگی رخ داد . وی در شعری وصف حال خود و پدر و برادر را سروده و برای آنها فرستاده.

   در جنگ با برادر بعد از مرگ پدر که با همراهی سلجوقیان بود شکست خورد و این در سده ششم هجری است .

منبع :

کتاب دانشوران ساری ( حسین اسلامی )


*مظفر مازندرانی

   او از شعرای درباز شاه غازی رستم فرزند علاءالدوله پادشاه باوندی مازندران است و ابن اسفندیار به این مطلب اشاره کرده است . او را باید از ادیبان سده ششم هجری بشمار آورد . از زمان تولد و مرگ او آگاهی ندارین .از سروده های او درباره مازندران است .

منبع :

کتاب دانشوران ساری ( حسین اسلامی )



*علی فقاعی ساروی

   ابوالحسن علی پسر اسماعیل پسر علی پسر احمد الفقاعی السّروی از مردم ساری و از بزرگان و صالحین و محل مراجعه مردم بود ( تولد در 475 ق در ساری ) ، پس از پایان تحصیلات به مکه رفت و بعد از مدتی منصرف شد و به شه و دیار خود ساری بازگشت .

وی مدتی در آمل با بزرگانی چون ابوالمحاسن عبدالواحد و در ساری با محمد پسر عبدالجبار بن محمد ساروی مجالست داشت . زمان و مکان درگذشت او نامشخص است .

منبع :

الانساب (سمعانی)


*سید احمد مرعشی

   سید احمد بن علی علوی مرعشی مشهور به ابن علوی ( متولد صفر 472 هـ ق ) در دهستان متولد شد .

او ساکن ساری بود ، پدرش با سمعانی دوست بود ، سمعانی در خردسالی در مرو او را دیده و سپس در ساری به خدمتش رسیده است .

   وی از فضلای نسّابه است که نسبت به مذهب تشیع اثنی عشری بسیار متعصب بوده و به آن عشق می ورزید .

   برای کسب علم به حجاز ، عراق ، خراسان ، ماوراءالنهر و بصره و خوزستان مسافرت کرد و با بزرگان علم آنجا دیدار نمود و در نهایت در ساری زادگاه خود زندگی را ادامه داد و به سال 539 هـ ق زندگی را وداع گفت .

منابع :

الکنـی و القاب - اعیان الشیعه - ریحانة ادب و ...


*ابوالحسن علی کیا

   از بزرگان علماء و محدئین بود . وی در نیشابور تحصیل کرد و مورد توجه برکیارق شاه سلجوقی قرار گرفت .

   یک چند در نظامیه بغداد بتدریس اشتغال داشت ، سلطان سلجوقی بسبب مرتبۀ عالی ، او را به کیا ملقب ساخت . وی در 504 ق در گذشت .

از تالیفات اوست : اصول الدین و احکام الدین

   





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 تیر 1394

وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت:”خدابیامرزتش،راحت شد”

با لبه ی سینیه حلوا بکوبن دهنش اونم راحت شه بیاد پیش من!

.

.

.

بعضیا هستن میخوان باعث تنوع شن

ولی زیاد وارد نیسن باعث تهوع میشن . . .

.

.

.

بعضیام ﻫﺴﺘﻦ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﺎ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻓﻼﻥ ﻣﺎﻩ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ

ﮊﻥِ ﺑﺮﺗﺮ ﺩﺍﺭﻥ |:

ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾــــﻦ !!!

ﻋﻨﺪ ﻣـــــﺮﺍﻡ !!

ﺍﺻﻞ ﺑﺎﻣﻌﺮﻓﺘــــﺎ !!!!

ﺩ ﺁﺧﻪ ﻣﻬــــــﺮﺑﻮﻭﻭﻭﻥ !!

ﺍﺻﻦ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻮﻟﺪ “تیر” … ﺧﻮﺑﻪ ؟

ﺍﺯ اﯾﻦ ﺑﻬﺘــــﺮ ؟؟؟؟؟ ;)

.

.

.

ﯾﻪ ﺁﻫﻨﮕﻮ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﭘُﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ Play ﮐﺮﺩﻡ ، ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩِ ﺻﺪﺍﺵ

ﮔﺮﻓﺖ !! :|

به همین گوجه سبزی که میخورم قسم :|

.

.

.

برای دیدن بقیه به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، مطالب با حال، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، طنز نوشته،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392
امروز بعد مدتها دیدم گوشیم زنگ خورد ؛ پریدم که زود جواب بدم دیدم سر زنگ دوم خاموش شد !
هرکاری میکنم روشن نمیشه ، فک کنم از هیجان زیاد خودشم دچار حمله قلبی شده سکته کرده بیچاره …
.
.
.

ﯾﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺑﺎ ﻋﺰﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ولی ﺣﺎﻻ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﻣﯽﺧﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ !!!
.
.
.
اگه قرار باشه بین عشقت و یک میلیون دلار یکی رو انتخاب کنی ، اولین چیزی که با اون یک میلیون دلار میخری چیه ؟
.
.
.
یه زمانی بود اگه تلویزیون کسی تلتکست داشت انگار بوگاتی داشت !
رسما آدم حساب نمیکرد کسی رو …
.
.
.
دزدگیر در ایران عبارت است از وسیله ای برای یافتن صاحب خودرویی که بد جایی پارک کرده وگرنه همه ماشینهایی که دزدیده میشن دزدگیر دارن !!!
.
.
.
برای دیدن بقیه استاتوس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، مطالب با حال، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، طنز نوشته،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

یه سوال فنی…به بچه ی جوجه تیغی چی میگن؟

جوجه جوجه تیغی؟توله جوجه تیغی؟جوجه تیغاله(گوساله،بزغاله…) !

.

.

.

خداییش خیلی حال میده ها

فامیلیت صالح باشه

بعد اسم بچه ات رو بزاری ساحل

ملت دچار خود درگیری میشن !

.

.

.

اگه یه روز صبح از خواب بیدار شدی دیدی همه با لبخند نگات میکنن

بدون که تو خواب حسابی ویالن زدی !

.

.

.

دقت کردین اونایی که میخوان برن دندون پزشکی

۶-۷ برابر از قبل بیشتر مسواک میزنن که نشون بدن دندوناشون تمیزه !؟

.

.

.

شازده کوچولو از سیارشون زنگ زد به روباه و گفت :

چرا آدمها اینقدر از یکدیگر بت می سازند؟

صدا آمد :از بی ادبان!

فهمید اشتباهی شماره لقمان رو گرفته، قطع کرد…!

.

.

.

برای خوندن بقیه جوک ها به ادامه مطلب رجوع کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : جوک، جوک باحال، جوک خفن، مطالب با حال، 
برچسب ها : جوک، جوک باحال، باحال، طنز،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

تو این فیلما دیدین وقتی از خواب پامیشن چقد تمیز و مرتبن !

خیلی تلاش کردم منم یبار اون جوری از خواب پا شم…^_^

ولی هر وقت پا میشم تو آینه خودمو میبینم

شبیه سرخ پوستای آدمخوار جنوب غربی آمریکای مرکزی شدم! -_-

.

.

.

مرد : ناهار چی داریم ؟

زن : ماکارونی

مرد : نمی خورم دوست ندارم

زن : چطور شنبه و یک شنبه و دو شنبه

و سه شنبه و چهار شنبه و پنج شنبه خوردی دوست داشتی !؟

.

.

.

وقتی می خوای خانمی رو از کاری منع کنی

بهش بگو: «برای پوستت خوب نیست»

در ۹۹٫۷۳ درصد موارد جواب می ده !

.

.

.

مدرسه :

۲+۲=۴

تمرین خونه :

۴+۲*۸/۲

سوال امتحان

حمید ۵ سیب دارد ، او هفت دقیقه تا رسیدن قطار فرصت دارد

 جرم خورشید را محاسبه کنید !

.

.

.



برای دیدن بقیه طنز نوشته ها به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، مطالب با حال، 
برچسب ها : باحال، خنده دار، طنز نوشته، طنز،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

تو این فیلما دیدین وقتی از خواب پامیشن چقد تمیز و مرتبن !

خیلی تلاش کردم منم یبار اون جوری از خواب پا شم…^_^

ولی هر وقت پا میشم تو آینه خودمو میبینم

شبیه سرخ پوستای آدمخوار جنوب غربی آمریکای مرکزی شدم! -_-

.

.

.

مرد : ناهار چی داریم ؟

زن : ماکارونی

مرد : نمی خورم دوست ندارم

زن : چطور شنبه و یک شنبه و دو شنبه

و سه شنبه و چهار شنبه و پنج شنبه خوردی دوست داشتی !؟

.

.

.

وقتی می خوای خانمی رو از کاری منع کنی

بهش بگو: «برای پوستت خوب نیست»

در ۹۹٫۷۳ درصد موارد جواب می ده !

.

.

.

مدرسه :

۲+۲=۴

تمرین خونه :

۴+۲*۸/۲

سوال امتحان

حمید ۵ سیب دارد ، او هفت دقیقه تا رسیدن قطار فرصت دارد

 جرم خورشید را محاسبه کنید !

.

.

.



برای دیدن بقیه طنز نوشته ها به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

لعنت ﺑﺮ ﻫﺮ چی ﻓﺎﺻﻠﻪ اس ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ . . .
ﭼﺮﺍ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺑﺎﺱ ﺍﺯ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻪ ؟!
آخه چــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟ :D

.

.

.

گوشیم فارسی نداره همیشه مینویسم سلام گلم که میشه سلام کلم و همیشه جواب میگیرم سلام چغندر ، سلام کاهو ، سلام شلغم !
باید برم یکی از اینا که راحت از تو جیب درمیاد بخرم !

.

.

.

نمیدونم چرا ولی بعضی وقتا خوابم میاد مثه سگ اصحاب کهف !

.

.

.

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی از سر سفره پا نمیشم برم پارچ آبو بیارم !

.

.

.

مکالمه ی من و مغازه دار :
من : ماژیک دارین ؟
چه رنگی میخواین ؟
مشکی.
نداریم.
آبی.
نداریم.
قرمز.
نداریم.
میشه بگین چه رنگی دارین ؟
اصلا ماژیک نداریم !
من هنوز تو کف دلیل سؤال اولیش هستم ، فک کنم میخواست ببینه من چه رنگی دوست دارم ولی من فعلا قصد ازدواج نداااااااارم !!!

.

.

.

برای خواندن بقیه طنز نوشته ها به ادامه مطلب مراجعه کنید




ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، مطالب با حال، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، طنز نوشته،
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اسفند 1391

ﻣﻦ ﻫﺮﭼﯽ ﺻﺒﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﻭ ﻏﻠﺘﮏ ﺧﺒﺮﯼ

ﻧﺸﺪ . . .

ﺍﻻﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﻏﻠﺘﮏ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭﻡ ﺧﻼﺹ

ﺷﻢ ﺑﺮﻩ |:

.

.

.

بدترین شکست عشقی عمرمو کلاس سوم خوردم

که فهمیدم جایزه ها رو مامانم می خریده می داده به معلما :|

.

.

.
به غضنفر میگن : خانمت فوت کرده ، بسوزونیمش یا خاکش کنیم ؟؟؟
میگه : اصلا ریسک نکنین ؛ اول بسوزونیدش بعد خاکش کنین !

.

.

.

یه تشت قورمه سبزیه ۲روز مونده تو یخچال داریم !
معاوضه با ویلا در شمال کشور

.

.

.

از کسانی که تو کامپیوتر شون

فایلها رو با اسمهایی مثل hjkhkjkh ذخیره میکنن

توقع اتاق مرتب و جمع و جور نداشته باشید :) ))

.

.

.

یکی از سرگرمی های مورد علاقم اینه که

یه پچه ی ۳ تا ۶ ساله رو بغلش میکنم و دور خودم میچرخم

تا سرش گیج بره ، بعد میذارمش  رو زمین تا راه بره

بعد میشینم نگاه میکنم که چطور هی میخوره به در و دیوار …:D

حتما امتحان کنید !

.

.

.

تلفن خونمون زنگ خورد برداشتم بجا اینکه بگم الو بله

گفتم بلو اله

طرف هم قاطی کرد گفت سلو الام :|

.

.

.

پسر داداشم ۸سالشه معلم مدرسشون

تلفن کرده به مامان بچه گفته شما به این بچه چی یاد میدین؟

ازش پرسیدم چهار مزه اصلی چیه؟

پسرتون میگه: خیارشور/چیپس/ ماست موسیر/ زیتون!

.

.

.

یکی بیاد به مامانم بگه من شکمو نیستم

فقط نسبت به غذاهای توی یخچال احساس مسئولیت میکنم

.

.

.


برای خواندن بقیه طنز نوشته ها به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، مطالب با حال، 
برچسب ها : طنز، طنز نوشته، خنده دار، باحال،
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اسفند 1391
یکی از فانتزیام اینه که اسم دخترمو بزارم مروارید ، مامانش هم که اسمش صدفه :)) حتما منم جلبکم :)
کلا یه خانواده دریایی درست کنیم :))))
.

.

.
یکی از فانتزیام اینه که پورشه پانامرا دیدم باعجله سوار شم
بگم چرا دیر اومدی :| 
بعدش که راننده رو دیدم بگم : ااا ببخشید فک کردم بابامه !
بعد پیاده شم :lol:
.

.

.
یکی‌ از فانتزیام اینه که یه پتو اختراع بشه که سوراخ سوراخ باشه ، واسه ماهایی که همیشه گرممونه ولی‌ بی‌ پتو هم خوابمون نمیبره :D 
خخخخخخ
یکی از فانتزیام اینه که روزی دخترا هم بتونن مثه پسرا اینقدر قشنگ زیر ابرو بردارن!
.

.

رفتم نون فانتزی بگیرم به یارو میگم نون فانتزی داری ؟
بر گشته داد می زنه میگه برو فانتزیو از عمت بگیر پدر منو در آوردین ؟!
میگم چته مشتی اعصاب مصاب نداریا ! :| 
.
.
.
برگشته میگه :میدونم دیگه توام یه فانتزی میخوای که باهاش تو افق محوشی :D



برای خواندن بقیه فانتزی ها به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، مطالب با حال، فانتزی، 
برچسب ها : فانتزی، خنده دار، طنز،
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اسفند 1391

دخترخالم سرما خورده بهش گفتم پونه و نعنا دم کنه بخوره بعد یک ساعت اس داده که پونه و نعنا که گفتی سرخ کردم خوردم بدتر شدم….(:تعجــــــــــــــب)
من:|:|
کل گیاهان خانواده نعنا:|:|:|
ابن سینا درحال پاره کردن کتاب قانون:|:|
زکریای رازی در حال شیون و ناله در قبر:|:|
منم نفت بیارم خودمو آتیش بزنم:(:(

.
.

جلو تلویزیون نشسته بودم داشتم تلویزیون میدیدم گوشیمم دستم بود داشتم با صدای بلند “انگری بردز” بازی میکردم یهو مامانم برگشت بی مقدمه گفت :
نگاه کن تو رو خدا ۳۰ سال بچه بزرگ کردیم که یا تو اتاقش بشینه مانیتورو نگاه کنه لبخند بزنه واسه خودش یا گوشیشو دستش بگیره با گوشیش کفتر بازی کنه !!!

.

.

.

بابام امروز ۱ تن هندونه خریده واسه گوسفندای بابا بزرگم و میگه : بخورن جیگرشون حال بیاد …
حالا من دیروز داشتم یه نصفه هندونه میخوردم بهم میگه : سگ خورش نکن اسراف کنی … قاشق بردار تهشو قشنگ بتراش وگرنه دیگه از هندونه خبری نیست …
یعنی بخوام به صورت ریاضی حساب کنم : من <<< گوسفند

.

.

.


پسر خالم ۲سالشه گرفتیمش با هزار زحمت آشغالای دماغشو خالی کردیم ، گریه میکنه گیر داده میگه بزارید سر جاش !

.

.

.


چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین روی دستم ریختم و اومدم جلو مامانم سرفه کردم گفتم وای دارم خون بالا میارم …
مامانم زد تو سرم گفت از بسکه میری تو اون اینترنت بی صاحاب ؛ برو توالت فرشامو کثیف کردی …
بابام کلا محلم نذاشت …
داداش کوچیکم هم داشت از خوشحالی بالا پایین میپرید و میگفت آخ جون اگه سعید بمیره اتاقش مال من میشه !
خدا این حس رو نصیب دمپایی ابری توی دستشویی نکنه

.

.

.


برای دیدن بقیه به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : فک و فامیله داریم؟، مطالب با حال، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، فک و فامیل،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 دی 1391

داداشم نوجوون بود میرفت باشگاه کونگ فو و کشتی, منم اون موقه ها بچه بودم

هر وقت که تو باشگاشون یه فن جدید بهشون یاد میدادن میومد تو خونه رو من اجرا میکرد

منم به ازای هر فن پول میگرفتم

یعنی از کوچیکی من با این سختی پول درمیاوردما !

.

.

.

اون چیه که راحت از جیب میاد بیرون …

گوشی های جدید GLX با جدید ترین آپشن روز دنیا هم اکنون در خدمت شما …

دیگه کسی آیفون و گلکسی نمی خره … !

.

.

.

اینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره،

اینایی که کاراشونو همیشه ساکت و آروم انجام میدن،

اینایی که عشقشون لباس مشکیه،

اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن،

اینایی که روزا براشون بی معنی شده و شبا فقط کار میکنن،

اینایی که با دیواره خونه ها یه دنیا خاطره دارن،

اینا رو خیلی زیاد مواظبشون باشید،

این لامصبا دزدن !

.

.

.

به مامانم میگم چرا همیشه میخوای قسم بخوری جون منو قسم میخوری ؟

چرا جونه مهردادو (برادرم) قسم نمی خوری ؟

میگه آخه اون طفلک بچه بود زیاد مریض میشد …

.

.

.

به مامانم میگم من شام بیرون میخورم ، هوس فست فود کردم …

میگه نمیخواد ، فردا شب هوس کن !

.

.

.

برای دیدن بقیه به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، اس ام اس خنده دار، مطالب با حال، جوک، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، طنز نوشته،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 دی 1391

اینایی که میگن ادم رو باید تو مسافرت شناخت حرف مفت میزنن !

.
.
.
آدم رو فقط سر جلسه امتحان میشه شناخت همین و بس :|

.

.

.

دیدین سر جلسه امتحان وقتی رو یه سوال گیر میکنی تمام خاطرات زندگیت یادت میاد جز همون یه سوال . بعد کافیه برگتو تحویل بدی کلمه به کلمش یادت میاد !

.

.

.

دانشجویی که توانایی اینو نداشته باشه ۲خط تقلب بکنه . . .
.
.
.
فردا چجوری میخواد توو این مملکت گلیم خودشو از آب بیرون بکشه ؟!
چجوری میخواد کار پیدا کنه ؟!
چجوری میخواد زندگی کنه ؟!
ها چه خاکی میخواد به سرش کنه عآآخه ؟! :|

.

.

.

و چه پاداش عظیمی است برای اساتیدی که در هنگام طرح سوال به عمه خود فکر می کنند :D

.

.

.

یه نکته ی ظریفی میخواستم به کاربرای این وبلاگ توووووووووووووپ بگم :
.
.
.
باید از اول ترم میخوندین. . . ! :lol:

.

.

.

همین الان حس درس خوندن بهم دست داد !
ولی من بهش دست ندادم ضایع شد بیچاره !
فک کنم دیگه هیچوقت بهم دست نده ، خیلی ناراحت شد ! :(

.

.

.

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﮕﻪ : مگه ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻌﻪ ؟
ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻪ ! :| 
.
.
.
ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ درس ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ ؟ :lol:



برای دیدن بقیه به ادامه مطلب مراجعه کنید




ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز نوشته ها، اس ام اس خنده دار، مطالب با حال، 
برچسب ها : طنز، خنده دار، باحال، طنز نوشته،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 دی 1391

مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !
خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !


دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند
چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند
روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند !

در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!
بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند !
بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت
بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال

جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند
کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !
از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند !!





نوع مطلب : طنز نوشته ها، داستان طنز، مطالب با حال، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، شعر طنز،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 دی 1391
شنبه مرد (در تماس تلفنی قبل از رسیدن به منزل):
 
دارم میام...راستی عزیزم! شام چی داریم؟ زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم «فال قهوه روسی یخ زده» بگیریم. میگن خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته «شوهرت واست یه انگشتر می خره» طرف رفته خونه و گفته و پس فرداش شوهره واسش انگشترو خریده. خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار! 




یکشنبه مرد (در تماس تلفنی از سر کار):

...راستی عزیزم! شام چی داریم؟ زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم کلاسهای «روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس» ثبت نام کنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره دوست نازی می گه رفته و اومده از این رو به اون رو شده. طرف داشت 40سالگی رو رد می کرد؛ حالا بعد از اون جلسه روزی 3تا خواستگار رو رد می کنه... تا برگردم دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار! 




دوشنبه مرد (در تماس تلفنی از سر کار):

...راستی عزیزم! شام چی داریم؟ زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی «ظروف عتیقه». می گن خیلی جالبه. ممکنه طول بکشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار! 




سه شنبه مرد در حال خروج از خانه: 

عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟ زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که می خواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو که می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند! ممکنه طول بکشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار! 




چهارشنبه

 مرد: عزیزم! امروز دیگه یه چیزی درست کن فردا برای ناهار ببرم. زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس «بدن سازی» و «آموزش ترومپت» ثبت نام کنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. همه خانم های با کلاس میان گفتن فقط جای من خالیه. ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار! 




پنجشنبه مرد در حال بازگشت به خانه و در تماس تلفنی:

عزیزم! کجایی نیستی خونه؟ زن: ببین امروز من و نازی اومدیم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. یه چیزایی تعریف می کنه که واقعا نمیدونم چی بگم...من واقعاً از این زندگی «خسته» شدم! چیه همش مثل کلفت ها کنج خونه کار و کار و کار! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر! 




جمعه 

مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟ زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی کشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟ واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع زیادیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بار شوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟! واقعا برای خودم و این زندگی متاسفم...

اصلا یادم رفت بگم من و نازی قراره امروز بریم دربند هواخوری به یاد دوران دانشجویی کمی درد دل کنیم...آخه چرا من با تو ازدواج کردم؟ کارت سوخت تو بده ببینم! لعنت به این زندگی خسته کننده...این ملیله خانوم همسایه پایینی نازی، 17 روزه که رفته ایتالیا. آخه مگه من دل ندارم؟ پوسیدم کنج این خونه هی بشور، بساب، بپز....آخ حرص خوردم، بینی م داره از فرم می افته. زنگ بزن یه چیزی بیارن بریز تو اون شیکمت...عابر بانکت کجاست؟ مگه همیشه توی جیب کتت نبود؟ اه...




نوع مطلب : مطالب با حال، داستان طنز، داستان آموزده، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، داستان،
لینک های مرتبط :
چنین گفت رســتم به سهـــراب یل 
که من آبـــرو دارم انــــــدر محـــل 
مکن تیز و نازک، دو ابـروی خود 
دگر سیخ سیـخی مکن؛ مـوی خود 


شدی در شب امتــــــحان گرمِ چت 
بروگــمشو ای خــاک بر آن سـرت 
اس ام اس فرستادنت بس نبــــــــود 
که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود 


رهـا کن تو این دختِ افراسیــــــاب 
که مامش ترا می نمــــاید کبــــــاب 
اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم 
دریغـــا پسر، دستِ دشــمن دهیـــم 


چوشوهر دراین مملکت کیمــیاست 
زتورانیان زن گرفتـــــن خطـــاست 
خودت را مکن ضــــایع از بهــراو 
به دَرست بـــپرداز و دانش بجـــــو 


دراین هشت ترم،ای یلِ با کـلاس 
فقـط هشت واحد نمـودی تو پاس 
توکزدرس ودانش، گریزان بـُدی 
چرا رشــته ات را پزشـکی زدی 


من ازگـــــــــور بابام، پول آورم 
که هــرترم، شهـریه ات را دهـم 
من از پهلــــــوانانِ پیــشم پـــسر 
ندارم بجــز گرز و تیـــغ و ســپر 


چو امروزیان،وضع من توپ نیست 
بُوُد دخل من هفـده و خرج بیست 
به قبـض موبایلت نگـه کرده ای 
پــدر جــــد من را در آورده ای 


مسافر برم،بنـده با رخش خویش 
تو پول مرا می دهی پای دیـــش 
مقصّر در این راه ، تهمیــنه بود 
که دور از من اینگونه لوست نمود 


چنیـن گفت سهـراب، ایـــول پـدر 
بُوَد گفـــته هایت چو شهـد وشکر 
ولـی درس و مشق مرا بی خیـال 
مزن بر دل و جان من ضــد حال 


اگرگرمِ چت یا اس ام اس شویــم 
ازآن به که یک وقت دپرس شــویم




نوع مطلب : مطالب با حال، داستان طنز، 
برچسب ها : باحال، طنز، خنده دار، داستان،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

کد آمارگیر